ارسال مقاله

شماره 35 / دوره نهم

کاور نشریه

ضمن عرض تبریک خدمت پژوهشگرانی که مقالات ارسالی آنها در این شماره مورد پذیرش سردبیر و هیأت داوران قرار گرفت. لازم به ذکر است به تمامی مقالات پذیرفته شده در این نشریه گواهی‌نامه مخصوص پذیرش مقاله (همراه با هولوگرام طلایی و مهر برجسته) تقدیم می‌شود و تمامی مقالات در سایت‌ها و پایگاه‌های معتبر ملّی و بین‌المللی همچون سیویلیکا، نورمگز، مگیران، تی‌پی‌بین، کنف‌پیپر، آکادمیا، آی‌سی‌آی جورنال، پرتال جامع علوم انسانی، مندلی و چندین پایگاه معتبر خارجی نمایه و درج می‌گردند. 

دانلود تمامی مقالات از این سایت رایگان می‌باشد. جهت مطالعه و دریافت متن کامل هر مقاله (در لیست زیر) روی آیکن دانلود کلیک کنید.

بررسی و شناخت فقه پویا با نگاهی به عوامل پویایی آن و راهکارهایی در راستای تغییر در روش استنباط احکام فقهی

حمید هدایتی / محقق و پژوهشگر
چکیده مقاله
نظام جمهوری اسلامی ایران، نظامی مبتنی بر ولایت فقیه و مذهب جعفری است . فقه پویا، همان فقه سنتی ایران اسلامی و دین اسلام است وقتی می گوییم پویاست، یعنی علاج کننده ی مشکلات انسان و پاسخگوی حوادث واقعه است ؛ و وقتی می گوییم سنتی است ، یعنی دارای شیوه و متدی است که بر طبق آن «اجتهاد» انجام می گیرد. فقه پویا نشان از رویکردی دارد که به مقتضیات و شرایط جدید زمانی و مکانی توجه و از پایگاه معرفت و دانش های جدید به موضوعات جدید می نگرد. فقه پویا برخلاف فقه سنتی ایستا نیست و در برابر وضعیت های جدید انعطاف پذیر است. انعطاف پذیری فقه پویا به علت عبور از ظاهرگرایی و قشری گری و توجه به روح و گوهر پیام وحیانی و بازسازی آن پیام در شرایط جدید است. . این مقاله با هدف بررسی و شناخت مفهوم فقه پویا، تحلیل عوامل پویایی آن و ارائه راهکارهایی برای اصلاح و ارتقای روش استنباط احکام فقهی تدوین شده است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و استنباطی است و با بهره گیری از مباحث اصول فقه، قواعد فقهی و شواهد فقهی اجتماعی، مولفه های پویایی فقه واکاوی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که پویایی فقه در چارچوب اجتهاد ضابطه مند، متکی بر عواملی چون تحول موضوعات و مصادیق، نقش عرف و بنای عقلاء در فهم موضوع، کارکرد قواعد ناظر به رفع ضرر و حرج و مصلحت عمومی، توجه به ملاکات و مقاصد شریعت در حد توان اثباتی، و نیز ضرورت نگاه نظام مند به احکام در مسائل ساختاری است. بر پایه این یافته ها، مقاله راهکارهایی از جمله تقویت موضوع شناسی تخصصی و بین رشته ای، توسعه اجتهاد جمعی، شفاف سازی مراحل استنباط و تفکیک تغییر حکم از تغییر موضوع، بازتنظیم نسبت ادله اولیه و ثانویه در حل مسائل جدید، و ارزیابی پیامدهای اجتماعی حکم در چارچوب قواعد معتبر را پیشنهاد می کند. نتیجه آنکه فقه پویا نه به معنای عدول از مبانی و نصوص، بلکه به معنای ارتقای روش اجتهاد برای پاسخ گویی دقیق، منضبط و کارآمد به نیازهای زمانه است.نظام جمهوری اسلامی ایران، نظامی مبتنی بر ولایت فقیه و مذهب جعفری است . فقه پویا، همان فقه سنتی ایران اسلامی و دین اسلام است وقتی می گوییم پویاست، یعنی علاج کننده ی مشکلات انسان و پاسخگوی حوادث واقعه است ؛ و وقتی می گوییم سنتی است ، یعنی دارای شیوه و متدی است که بر طبق آن «اجتهاد» انجام می گیرد. فقه پویا نشان از رویکردی دارد که به مقتضیات و شرایط جدید زمانی و مکانی توجه و از پایگاه معرفت و دانش های جدید به موضوعات جدید می نگرد. فقه پویا برخلاف فقه سنتی ایستا نیست و در برابر وضعیت های جدید انعطاف پذیر است. انعطاف پذیری فقه پویا به علت عبور از ظاهرگرایی و قشری گری و توجه به روح و گوهر پیام وحیانی و بازسازی آن پیام در شرایط جدید است. . این مقاله با هدف بررسی و شناخت مفهوم فقه پویا، تحلیل عوامل پویایی آن و ارائه راهکارهایی برای اصلاح و ارتقای روش استنباط احکام فقهی تدوین شده است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و استنباطی است و با بهره گیری از مباحث اصول فقه، قواعد فقهی و شواهد فقهی اجتماعی، مولفه های پویایی فقه واکاوی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که پویایی فقه در چارچوب اجتهاد ضابطه مند، متکی بر عواملی چون تحول موضوعات و مصادیق، نقش عرف و بنای عقلاء در فهم موضوع، کارکرد قواعد ناظر به رفع ضرر و حرج و مصلحت عمومی، توجه به ملاکات و مقاصد شریعت در حد توان اثباتی، و نیز ضرورت نگاه نظام مند به احکام در مسائل ساختاری است. بر پایه این یافته ها، مقاله راهکارهایی از جمله تقویت موضوع شناسی تخصصی و بین رشته ای، توسعه اجتهاد جمعی، شفاف سازی مراحل استنباط و تفکیک تغییر حکم از تغییر موضوع، بازتنظیم نسبت ادله اولیه و ثانویه در حل مسائل جدید، و ارزیابی پیامدهای اجتماعی حکم در چارچوب قواعد معتبر را پیشنهاد می کند. نتیجه آنکه فقه پویا نه به معنای عدول از مبانی و نصوص، بلکه به معنای ارتقای روش اجتهاد برای پاسخ گویی دقیق، منضبط و کارآمد به نیازهای زمانه است.
واژگان کلیدی: فقه پویا، اجتهاد، موضوع شناسی، قواعد فقهی، مقاصد شریعت، عرف، اجتهاد جمعی، فقه نظام مند
دانلود

نظام حقوقی جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک و مالکیت ایران بر این جزایر در حقوق بین الملل دریاها

احمد خاشعی / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل - نویسنده مسئول
مجید گل پرور / دکترای علوم سیاسی ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافت
چکیده مقاله
این پژوهش به بررسی حقوقی مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در چارچوب حقوق بین الملل دریاها و تحلیل ادعاهای تاریخی و حقوقی طرفین اختلاف (ایران و امارات متحده عربی) می پردازد. این جزایر که در خلیج فارس واقع شده اند، از نظر موقعیت استراتژیک، منابع طبیعی و حاکمیت ملی دارای اهمیت فوق العاده ای هستند و سوال اصلی این پژوهش: مبانی حقوقی حاکمیت و مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در حقوق بین الملل دریاها چگونه است؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، معاهدات بین المللی و رویه قضایی دیوان بین المللی دادگستری انجام شده است. یافته های تحقیق نشان داد: اسناد تاریخی (از جمله قراردادهای ۱۹۰۴ و ۱۹۷۱) نشان دهنده حاکمیت بی منازع ایران بر این جزایر است. اقدامات عملی ایران (مانند استقرار نیروها و اداره جزایر) مطابق با حقوق بین الملل عرفی بوده است. ادعاهای امارات متحده عربی فاقد پشتوانه حقوقی مستند در اسناد بین المللی است و کنترل ایران بر این جزایر، مطابق با کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، به رسمیت شناخته می شود. به استناد یافته های پژوهش این نتایج حاصل شد که، با توجه به اسناد تاریخی، معاهدات دو جانبه و حقوق بین الملل، مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک مشروع و غیرقابل چالش است. هرگونه ادعای خلاف از سوی امارات، فاقد اعتبار حقوقی بوده و حاکمیت ایران بر این جزایر باید در چارچوب حقوق بین الملل دریاها به صورت کامل به رسمیت شناخته شود.این پژوهش به بررسی حقوقی مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در چارچوب حقوق بین الملل دریاها و تحلیل ادعاهای تاریخی و حقوقی طرفین اختلاف (ایران و امارات متحده عربی) می پردازد. این جزایر که در خلیج فارس واقع شده اند، از نظر موقعیت استراتژیک، منابع طبیعی و حاکمیت ملی دارای اهمیت فوق العاده ای هستند و سوال اصلی این پژوهش: مبانی حقوقی حاکمیت و مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در حقوق بین الملل دریاها چگونه است؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، معاهدات بین المللی و رویه قضایی دیوان بین المللی دادگستری انجام شده است. یافته های تحقیق نشان داد: اسناد تاریخی (از جمله قراردادهای ۱۹۰۴ و ۱۹۷۱) نشان دهنده حاکمیت بی منازع ایران بر این جزایر است. اقدامات عملی ایران (مانند استقرار نیروها و اداره جزایر) مطابق با حقوق بین الملل عرفی بوده است. ادعاهای امارات متحده عربی فاقد پشتوانه حقوقی مستند در اسناد بین المللی است و کنترل ایران بر این جزایر، مطابق با کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، به رسمیت شناخته می شود. به استناد یافته های پژوهش این نتایج حاصل شد که، با توجه به اسناد تاریخی، معاهدات دو جانبه و حقوق بین الملل، مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک مشروع و غیرقابل چالش است. هرگونه ادعای خلاف از سوی امارات، فاقد اعتبار حقوقی بوده و حاکمیت ایران بر این جزایر باید در چارچوب حقوق بین الملل دریاها به صورت کامل به رسمیت شناخته شود.
واژگان کلیدی: جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، حقوق بین الملل دریاها، حاکمیت ایران، خلیج فارس، کنوانسیون حقوق دریاها ، امارات متحده عربی
دانلود

بررسی ماهیت حقوقی قولنامه و نقش آن در تحقق مالکیت

نیما عزیزی / دانشجوی کارشناس ارشد خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت - نویسنده مسئول
محبوبه کهزادی / دکتری حقوق جزا وجرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین الملل کیش
چکیده مقاله
قولنامه به عنوان یکی از نهادهای پرکاربرد در حقوق معاملات، همواره موضوع بحث و اختلاف نظر میان حقوقدانان، قضات و عرف جامعه بوده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا قولنامه به تنهایی موجب انتقال مالکیت می شود یا صرفا قراردادی مقدماتی محسوب می گردد که تنها با تبدیل به سند رسمی قابلیت ایجاد مالکیت را پیدا می کند. در کنار این سوال اساسی، پرسش های فرعی نیز مطرح می شود؛ از جمله این که: جایگاه قولنامه در حقوق ایران در مقایسه با نظام های حقوقی فرانسه، آلمان و انگلستان چیست؟ آیا رویه قضایی و آرای وحدت رویه توانسته اند ابهامات موجود پیرامون این نهاد را برطرف سازند؟ و در نهایت، چه راهکارهایی برای ارتقای جایگاه حقوقی قولنامه در نظام حقوقی ایران قابل ارائه است؟قولنامه به عنوان یکی از نهادهای پرکاربرد در حقوق معاملات، همواره موضوع بحث و اختلاف نظر میان حقوقدانان، قضات و عرف جامعه بوده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا قولنامه به تنهایی موجب انتقال مالکیت می شود یا صرفا قراردادی مقدماتی محسوب می گردد که تنها با تبدیل به سند رسمی قابلیت ایجاد مالکیت را پیدا می کند. در کنار این سوال اساسی، پرسش های فرعی نیز مطرح می شود؛ از جمله این که: جایگاه قولنامه در حقوق ایران در مقایسه با نظام های حقوقی فرانسه، آلمان و انگلستان چیست؟ آیا رویه قضایی و آرای وحدت رویه توانسته اند ابهامات موجود پیرامون این نهاد را برطرف سازند؟ و در نهایت، چه راهکارهایی برای ارتقای جایگاه حقوقی قولنامه در نظام حقوقی ایران قابل ارائه است؟ضرورت تحقیق حاضر از آنجا ناشی می شود که بخش قابل توجهی از دعاوی مطروحه در محاکم حقوقی کشور مربوط به اختلافات ناشی از قراردادهای غیررسمی، به ویژه قولنامه است. در حالی که قانون ثبت، انتقال مالکیت اموال غیرمنقول را منحصرا از طریق سند رسمی معتبر می داند، در عمل بخش عمده ای از مردم همچنان به تنظیم قولنامه اکتفا می کنند. این تعارض میان قانون و عرف، لزوم انجام پژوهشی جامع برای تبیین جایگاه قولنامه را دوچندان می سازد.روش تحقیق در این مقاله، توصیفی تحلیلی است که با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، بررسی قوانین و مقررات داخلی، مطالعه تطبیقی نظام های حقوقی خارجی و تحلیل رویه قضایی و آرای وحدت رویه دیوان عالی کشور انجام شده است.یافته های تحقیق نشان می دهد که قولنامه در حقوق ایران واجد اثر الزام آور و تعهدآور است، اما به خودی خود سبب انتقال مالکیت نمی گردد. این نتیجه همسو با مبانی فقهی، اصول حقوق مدنی و رویه قضایی است. در عین حال، بررسی تطبیقی نشان داد که کشورهای دیگر نیز برای قراردادهای مقدماتی جایگاهی خاص قائل هستند و از ابزارهای حقوقی متنوعی برای تنظیم رابطه طرفین استفاده می کنند. در نتیجه، می توان گفت که بهترین راهکار در نظام حقوقی ایران، نه نفی مطلق قولنامه، بلکه ساماندهی و پذیرش آن به عنوان قراردادی مقدماتی الزام آور در کنار تقویت جایگاه اسناد رسمی است. چنین رویکردی ضمن ارتقای امنیت حقوقی معاملات، از بروز اختلافات گسترده در محاکم جلوگیری خواهد کرد.
واژگان کلیدی: قولنامه، انتقال مالکیت، سند رسمی، معاملات املاک، تعهد
دانلود

بررسی فقهی و حقوقی مسئولیت مدنی نیروی انتظامی در قبال خسارات ناشی از اقدامات ماموران خود

نیما عزیزی / دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، فارس - نویسنده مسئول
علی اسماعیلی / استادیار و عضو هیات علمی گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، فارس
امین رضا آموزگار / دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، فارس
چکیده مقاله
مسئولیت مدنی نهادهای عمومی، به ویژه نیروی انتظامی، به دلیل گستره وسیع وظایف و اختیارات ماموران آن، یکی از مهم ترین مباحث حقوق عمومی و خصوصی در نظام حقوقی ایران به شمار می آید. اقدامات ماموران انتظامی، اعم از اجرای وظایف قانونی، به کارگیری قوه قهریه، عملیات تعقیب، بازرسی یا حفظ نظم عمومی، گاه موجب ورود خسارت به شهروندان می شود و ضرورت دارد مبنای مسئولیت و نحوه جبران این خسارات مورد تحلیل علمی قرار گیرد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع فقهی امامیه (مانند قواعد «لاضرر»، «اتلاف» و «تسبیب») و قوانین موضوعه از جمله قانون مسئولیت مدنی، قانون نیروی انتظامی و قانون به کارگیری سلاح، به بررسی گسترده ماهیت و قلمرو مسئولیت مدنی نیروی انتظامی در قبال خسارات ناشی از اعمال ماموران خود می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در فقه اسلامی، ضمان حاکمیت در برابر اعمال کارگزاران حکومتی مبتنی بر قواعد اتلاف و لاضرر بوده و در بسیاری موارد، جبران ضرر از محل بیت المال پیش بینی شده است. در حقوق موضوعه ایران نیز ماده ۱۲ قانون مسئولیت مدنی، اصول قانون اساسی و مقررات خاص نیروی انتظامی بر مسئولیت اداره عمومی در قبال تقصیر مامور یا خسارات ناشی از عملیات اداری دلالت دارد. بررسی رویه قضایی نیز نشان می دهد که دادگاه ها در تشخیص مسئولیت، میان «تقصیر شخصی» و «تقصیر اداری» مامور تفکیک کرده و در مواردی که مامور در چارچوب وظیفه عمل کرده باشد، نیروی انتظامی را مسئول جبران خسارت دانسته اند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که مسئولیت مدنی نیروی انتظامی در بسیاری از موارد ماهیت «مسئولیت بدون تقصیر» پیدا می کند و پذیرش این رویکرد می تواند از یک سو حقوق شهروندان را تضمین و از سوی دیگر موجب ارتقای اعتماد عمومی به نهادهای انتظامی گردد. در پایان، راهکارهایی همچون ایجاد صندوق جبران خسارت، تقویت نظارت اداری، شفاف سازی حدود اختیارات و افزایش آموزش های حقوق شهروندی به ماموران پیشنهاد شده است.مسئولیت مدنی نهادهای عمومی، به ویژه نیروی انتظامی، به دلیل گستره وسیع وظایف و اختیارات ماموران آن، یکی از مهم ترین مباحث حقوق عمومی و خصوصی در نظام حقوقی ایران به شمار می آید. اقدامات ماموران انتظامی، اعم از اجرای وظایف قانونی، به کارگیری قوه قهریه، عملیات تعقیب، بازرسی یا حفظ نظم عمومی، گاه موجب ورود خسارت به شهروندان می شود و ضرورت دارد مبنای مسئولیت و نحوه جبران این خسارات مورد تحلیل علمی قرار گیرد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع فقهی امامیه (مانند قواعد «لاضرر»، «اتلاف» و «تسبیب») و قوانین موضوعه از جمله قانون مسئولیت مدنی، قانون نیروی انتظامی و قانون به کارگیری سلاح، به بررسی گسترده ماهیت و قلمرو مسئولیت مدنی نیروی انتظامی در قبال خسارات ناشی از اعمال ماموران خود می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در فقه اسلامی، ضمان حاکمیت در برابر اعمال کارگزاران حکومتی مبتنی بر قواعد اتلاف و لاضرر بوده و در بسیاری موارد، جبران ضرر از محل بیت المال پیش بینی شده است. در حقوق موضوعه ایران نیز ماده ۱۲ قانون مسئولیت مدنی، اصول قانون اساسی و مقررات خاص نیروی انتظامی بر مسئولیت اداره عمومی در قبال تقصیر مامور یا خسارات ناشی از عملیات اداری دلالت دارد. بررسی رویه قضایی نیز نشان می دهد که دادگاه ها در تشخیص مسئولیت، میان «تقصیر شخصی» و «تقصیر اداری» مامور تفکیک کرده و در مواردی که مامور در چارچوب وظیفه عمل کرده باشد، نیروی انتظامی را مسئول جبران خسارت دانسته اند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که مسئولیت مدنی نیروی انتظامی در بسیاری از موارد ماهیت «مسئولیت بدون تقصیر» پیدا می کند و پذیرش این رویکرد می تواند از یک سو حقوق شهروندان را تضمین و از سوی دیگر موجب ارتقای اعتماد عمومی به نهادهای انتظامی گردد. در پایان، راهکارهایی همچون ایجاد صندوق جبران خسارت، تقویت نظارت اداری، شفاف سازی حدود اختیارات و افزایش آموزش های حقوق شهروندی به ماموران پیشنهاد شده است.
واژگان کلیدی: مسئولیت مدنی، نیروی انتظامی، خسارات ماموران، اتلاف، تقصیر اداری، فقه امامیه
دانلود

بررسی تعارض صلاحیت دادگاه های کیفری در مزاحمت سایبریبر اساس رای وحدت رویه شماره ۷۲۹ )رویکرد جرم شناختی و فقهی با تاکید بر قاعده حرمت آزار(

هادی ملک / مدرس دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده مقاله
مقدمه و بیان مسئله: تعارض صلاحیت دادگاه های کیفری در رسیدگی به جرایم سایبری، به ویژه «مزاحمت سایبری»، به دلیل ماهیت فرامرزی، غیرمادی و ناشناسی مرتکب در فضای دیجیتال، یکی از چالش های جدی نظام های حقوقی سنتی است. این تعارض موجب طولانی شدن دادرسی، سردرگمی بزه دیدگان و بهره برداری مرتکبان می شود، چرا که اصول سنتی تعیین صلاحیت (مانند معیار سرزمینی) در قبال این جرایم ناکارآمد هستند.مقدمه و بیان مسئله: تعارض صلاحیت دادگاه های کیفری در رسیدگی به جرایم سایبری، به ویژه «مزاحمت سایبری»، به دلیل ماهیت فرامرزی، غیرمادی و ناشناسی مرتکب در فضای دیجیتال، یکی از چالش های جدی نظام های حقوقی سنتی است. این تعارض موجب طولانی شدن دادرسی، سردرگمی بزه دیدگان و بهره برداری مرتکبان می شود، چرا که اصول سنتی تعیین صلاحیت (مانند معیار سرزمینی) در قبال این جرایم ناکارآمد هستند.هدف و روش پژوهش: پژوهش حاضر با هدف بررسی دقیق تعارض صلاحیت دادگاه های کیفری در جرایم مزاحمت سایبری، به صورت خاص بر اساس رای وحدت رویه شماره ۷۲۹ دیوان عالی کشور، و ارائه راه حلی نوین با بهره گیری از رویکرد جرم شناختی و فقهی (با تاکید بر قاعده فقهی «حرمت آزار») صورت گرفته است. این تحقیق از نظر روش، توصیفیتحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل آرای قضایی به تبیین موضوع پرداخته است.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحلیل نشان می دهد که رای وحدت رویه ۷۲۹، با وجود تلاش برای حل مسئله، به تنهایی قادر به پوشش دهی تمام ابعاد پیچیده تعارض صلاحیت در مزاحمت های سایبری نیست و نیازمند تبیین مبتنی بر هدف عدالت کیفری است. تحلیل جرم شناختی بر لزوم اتخاذ «صلاحیت بزه دیده محور» تاکید دارد، درحالی که قاعده فقهی حرمت آزار (به معنای لزوم دفع هرگونه ضرر و زحمت از بزه دیده) موید اهمیت صیانت از حقوق بزه دیده و تسهیل دسترسی او به دادرسی است. در نهایت، با تلفیق این دو رویکرد، بهترین راهکار تعیین صلاحیت دادگاه محل اقامت یا دسترسی بزه دیده به آثار و پیامدهای جرم پیشنهاد می شود تا ضمن تسریع دادرسی، اهداف حمایتی قانون گذار نیز به طور موثرتری محقق گردد.
واژگان کلیدی: تعارض صلاحیت، مزاحمت سایبری، رای وحدت رویه شماره ۷۲۹، رویکرد جرم شناختی، قاعده حرمت آزار
دانلود

بررسی تطبیقی جایگاه سند رسمی و سند عادیدر نظام های حقوقی ایران و فرانسه

ویدا حسینعلی زاده علی آباد / دانش آموخته ی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، گروه حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان - نویسنده مسئول
پونه طبیب زاده / عضو هیئت علمی گروه حقوق، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان
چکیده مقاله
سند، به ویژه سند رسمی و سند عادی، یکی از مهم ترین ابزارهای اثبات دعوی و تامین امنیت حقوقی در نظام های حقوقی است. تفاوت های نهادی، حقوقی و اجتماعی میان این دو نوع سند، تاثیر بسزایی بر روابط خصوصی و عملکرد قضایی دارد. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی، جایگاه قانونی، آثار اثباتی و عملکرد عملی سند رسمی و سند عادی را در ایران و فرانسه بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که اگرچه قانون گذار ایرانی برای سند رسمی اعتبار و آثار گسترده ای پیش بینی کرده است، چالش هایی نظیر هزینه های بالای تنظیم، پیچیدگی تشریفات، ضعف نظارت حرفه ای، محدودیت های نهادی و فقدان سازوکار مسئولیت حرفه ای سردفتران، موجب کاهش کارکرد عملی سند رسمی و رواج استفاده از اسناد عادی شده است. در مقابل، نظام نوتاری فرانسه با ساختار نهادی منسجم، نظارت سخت گیرانه، بیمه و مسئولیت حرفه ای اجباری، نقش پیشگیرانه و اقتدار اجرایی، سند رسمی را به مهم ترین ابزار تنظیم روابط حقوقی و اقتصادی تبدیل کرده است. نتایج مطالعه شکاف میان اعتبار قانونی و اعتبار اجتماعی سند رسمی در ایران را نشان می دهد و ضرورت اصلاحات نهادی، ارتقای نظارت حرفه ای و دیجیتال سازی نظام ثبت اسناد را تاکید می کند.سند، به ویژه سند رسمی و سند عادی، یکی از مهم ترین ابزارهای اثبات دعوی و تامین امنیت حقوقی در نظام های حقوقی است. تفاوت های نهادی، حقوقی و اجتماعی میان این دو نوع سند، تاثیر بسزایی بر روابط خصوصی و عملکرد قضایی دارد. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی، جایگاه قانونی، آثار اثباتی و عملکرد عملی سند رسمی و سند عادی را در ایران و فرانسه بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که اگرچه قانون گذار ایرانی برای سند رسمی اعتبار و آثار گسترده ای پیش بینی کرده است، چالش هایی نظیر هزینه های بالای تنظیم، پیچیدگی تشریفات، ضعف نظارت حرفه ای، محدودیت های نهادی و فقدان سازوکار مسئولیت حرفه ای سردفتران، موجب کاهش کارکرد عملی سند رسمی و رواج استفاده از اسناد عادی شده است. در مقابل، نظام نوتاری فرانسه با ساختار نهادی منسجم، نظارت سخت گیرانه، بیمه و مسئولیت حرفه ای اجباری، نقش پیشگیرانه و اقتدار اجرایی، سند رسمی را به مهم ترین ابزار تنظیم روابط حقوقی و اقتصادی تبدیل کرده است. نتایج مطالعه شکاف میان اعتبار قانونی و اعتبار اجتماعی سند رسمی در ایران را نشان می دهد و ضرورت اصلاحات نهادی، ارتقای نظارت حرفه ای و دیجیتال سازی نظام ثبت اسناد را تاکید می کند.
واژگان کلیدی: سند رسمی، سند عادی، نوتاری، ارزش اثباتی، مسئولیت حرفه ای، اعتبار اجتماعی، حقوق تطبیقی
دانلود

ارزیابی حقوقی سازوکارهای دموکراسی مشارکتی در مدیریت شهری و نقش شوراهای محلی در حکمرانی عمومی

معین مهدانیان اردستانی / دانشجوی دکتری حقوق عمومی، واحد میبد، دانشگاه آزاد اسلامی، میبد، ایران. - نویسنده مسئول
چکیده مقاله
در این مقاله، سازوکارهای دموکراسی مشارکتی در مدیریت شهری ایران با تاکید بر نقش شوراهای محلی و در مقایسه تطبیقی با الگوی حکمرانی شهری فرانسه مورد تحلیل قرار می گیرد. پژوهش با تکیه بر چارچوب های نظری حکمرانی مشارکتی، حقوق اساسی و مطالعات تطبیقی، ابتدا بنیان های حقوقی و نهادی مشارکت در ایران را واکاوی می کند و نشان می دهد که علی رغم پیش بینی گسترده سازوکارهای مشارکتی در قوانین، تحقق عملی آن همچنان با چالش های ساختاری، فرهنگی و نهادی روبه رو است. در ادامه، سازوکارها و تجربه های مشارکتی در فرانسه—مانند بودجه ریزی مشارکتی، شوراهای محلی مشورتی، و نهادهای میانجی شهروندی—به عنوان نمونه ای از مدل های پیشرفته مشارکت شهری تحلیل می شوند تا شکاف ها، ظرفیت ها و الزامات انتقال تجربیات مقایسه گردد. یافته ها نشان می دهد که کارآمدی دموکراسی مشارکتی نه صرفا تابع طراحی حقوقی، بلکه حاصل تعامل میان اراده سیاسی، ظرفیت نهادی و فرهنگ مشارکت است؛ موضوعی که در ایران نیازمند بازآفرینی نهادی، تقویت سازوکارهای پاسخگویی، و ارتقای زیرساخت های دیجیتال مشارکتی است. در نهایت، مقاله تصویری دقیق از مسیرهای بهبود حکمرانی شهری در ایران با بهره گیری از الگوهای تطبیقی ارائه می دهد.در این مقاله، سازوکارهای دموکراسی مشارکتی در مدیریت شهری ایران با تاکید بر نقش شوراهای محلی و در مقایسه تطبیقی با الگوی حکمرانی شهری فرانسه مورد تحلیل قرار می گیرد. پژوهش با تکیه بر چارچوب های نظری حکمرانی مشارکتی، حقوق اساسی و مطالعات تطبیقی، ابتدا بنیان های حقوقی و نهادی مشارکت در ایران را واکاوی می کند و نشان می دهد که علی رغم پیش بینی گسترده سازوکارهای مشارکتی در قوانین، تحقق عملی آن همچنان با چالش های ساختاری، فرهنگی و نهادی روبه رو است. در ادامه، سازوکارها و تجربه های مشارکتی در فرانسه—مانند بودجه ریزی مشارکتی، شوراهای محلی مشورتی، و نهادهای میانجی شهروندی—به عنوان نمونه ای از مدل های پیشرفته مشارکت شهری تحلیل می شوند تا شکاف ها، ظرفیت ها و الزامات انتقال تجربیات مقایسه گردد. یافته ها نشان می دهد که کارآمدی دموکراسی مشارکتی نه صرفا تابع طراحی حقوقی، بلکه حاصل تعامل میان اراده سیاسی، ظرفیت نهادی و فرهنگ مشارکت است؛ موضوعی که در ایران نیازمند بازآفرینی نهادی، تقویت سازوکارهای پاسخگویی، و ارتقای زیرساخت های دیجیتال مشارکتی است. در نهایت، مقاله تصویری دقیق از مسیرهای بهبود حکمرانی شهری در ایران با بهره گیری از الگوهای تطبیقی ارائه می دهد.
واژگان کلیدی: دموکراسی مشارکتی، مدیریت شهری، شوراهای محلی، مطالعه تطبیقی فرانسه
دانلود

واکاوی حقوقی تعهدات نشات گرفته از اسناد الکترونیکیدر نظام حقوقی ایران

محمد عبدالملکی / محقق و پژوهشگر
چکیده مقاله
به هر نوع مدرکی که به صورت دیجیتال ایجاد شده و قابلیت ذخیره و انتقال دارد، اسناد الکترونیکی گفته می شود. این اسناد می توانند شامل قراردادها، فاکتورها، گواهی ها و سایر مدارک قانونی باشند. بسیاری از کشورها، از جمله ایران، قوانین خاصی برای رسمیت بخشیدن به اسناد الکترونیکی وضع کرده اند. این قوانین به طور کلی به تایید اعتبار و قابلیت اجرایی این اسناد می پردازند. هدف اصلی در این مقاله بررسی تعهدات و حدود استناد به اعتبار اسناد الکترونیکی می باشد. از جمله بارزترین قوانین مرتبط حاکم بر اسناد مذکور شامل قانون تجارت الکترونیکی و حمایت از حقوق مصرف کنندگان می باشد. قانون تجارت الکترونیک به منظور حمایت از معاملات الکترونیکی و تعیین شرایط قانونی برای اسناد الکترونیکی تصویب شده است. این قانون شامل مقررات مربوط به امضای الکترونیکی، اعتبار قراردادهای آنلاین و نحوه رسیدگی به اختلافات است. قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان نیز به حفاظت از حقوق مصرف کنندگان در معاملات الکترونیکی و تضمین شفافیت اطلاعات مربوط به کالاها و خدمات می پردازد.در نتیجه گیری پایانی این مقاله فهمیدیم تعهدات ناشی از اسناد الکترونیکی همچون اسناد دیگر از اعتبار و نفوذ قانونی برخوردار می باشند. نهایتا باید گفت روش گردآوری اطلاعات و داده ها فیش برداری و بهره از کتب و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش می باشد.به هر نوع مدرکی که به صورت دیجیتال ایجاد شده و قابلیت ذخیره و انتقال دارد، اسناد الکترونیکی گفته می شود. این اسناد می توانند شامل قراردادها، فاکتورها، گواهی ها و سایر مدارک قانونی باشند. بسیاری از کشورها، از جمله ایران، قوانین خاصی برای رسمیت بخشیدن به اسناد الکترونیکی وضع کرده اند. این قوانین به طور کلی به تایید اعتبار و قابلیت اجرایی این اسناد می پردازند. هدف اصلی در این مقاله بررسی تعهدات و حدود استناد به اعتبار اسناد الکترونیکی می باشد. از جمله بارزترین قوانین مرتبط حاکم بر اسناد مذکور شامل قانون تجارت الکترونیکی و حمایت از حقوق مصرف کنندگان می باشد. قانون تجارت الکترونیک به منظور حمایت از معاملات الکترونیکی و تعیین شرایط قانونی برای اسناد الکترونیکی تصویب شده است. این قانون شامل مقررات مربوط به امضای الکترونیکی، اعتبار قراردادهای آنلاین و نحوه رسیدگی به اختلافات است. قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان نیز به حفاظت از حقوق مصرف کنندگان در معاملات الکترونیکی و تضمین شفافیت اطلاعات مربوط به کالاها و خدمات می پردازد.در نتیجه گیری پایانی این مقاله فهمیدیم تعهدات ناشی از اسناد الکترونیکی همچون اسناد دیگر از اعتبار و نفوذ قانونی برخوردار می باشند. نهایتا باید گفت روش گردآوری اطلاعات و داده ها فیش برداری و بهره از کتب و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش می باشد.
واژگان کلیدی: اسناد الکترونیکی، سند عادی، داده پیام، تعهد ناشی از سند، سند دیجیتال، اعتبار داده
دانلود